دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ﻳﻪ ﺷﺐ ﺩﻭﺭ ﻭ ﺑﺮ ﺳﺎﻋﺖ ﻳﮏ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻧﻴﻤﻪ ﺷﺐ ، ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺗﻮ ﺧﻴﺎﺑﻮﻥ ﻗﺪﻡ ﻣﻴﺰﺩﻡ )ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﺧﻠﻮﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ( ﻳﻪ ﺩﻓﻌﻪ ﺩﻳﺪﻡ ﻳﮑﻲ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﺎﺩ ﺩﺍﺭﻩ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﻴﮑﻨﻪ ، ﭘﻨﺞ ﺷﻴﺶ ﻧﻔﺮﻡ ﺑﺎ ﺷﻤﺸﻴﺮ ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ، ﺳﺮﻳﻊ ﺭﻓﺘﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﮐﭙﻪ ﻣﺮﮔﻤﻮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ، ﺍﻳﻦ ﻗﺮﺗﻲ ﺑﺎﺯﻳﻬﺎ ﺑﻤﺎ ﻧﻴﻮﻣﺪﻩ

1391/11/02 - 03:40
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)