سه سال پیش ماه رمضون دعوت بودم خونه یه دوست...قبل اذون یه پیرزنه اومد براشون یه نون دست ِپخت اورد بابت اینکه بابای دوستم هر روز پسرشو سر راه میرسوند سرکارش..پیرزن افغان بود ..وقتی نون رو گرفتن گذاشتنش اشپزخونه سر سفره نیوردن ..پرسیدم پس کو نون مخصوصتون؟همه گفتن دستش درد نکنه ولی نون گرفتیم ...دونستم نمیخان نونش رو بخورن ... گفتم خب من خیلی دوست دارم از اون نون بخورم ..دوستم گفت نون رو برات میارم ولی بدون دلیل داره که نمیخوریم گفتم چی؟گفت توی محل معروفن به اینکه زیاد بهداشت رو رعایت نمیکنن...گفتم اما اون پیرزن به هزار عشق اینو براتون پخته اینکه نخورینش نمیشه که ...بعدم نصف بیشتر اون نون رو خوردم این شد که هر کی یه لقمه از اون برداشت سر سفره ....خیلی وقته همچین نونی با اون طعم نخوردم ....دلم خواسته امشب.
1391/11/03 - 21:59 در
شب نامه