دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

mehrdad
mehrdad
mehrdad_khan2012

اينم يه خاتره باحالي ديگه: تو بیمارستان بودم دیدم یه خونواده وایسادن پشت پنجره مریضشونو نگاه میکنن و زار زار گریه می کردن.... رفتم جلو ... از یکیشون پرسیدم جریان چیه ؟ گفت بابابزرگمه دو روزه معده اش باد کرده فک کنم کارش تمومه.... خلاصه اومدم سراغ کار خودم یهو دیدم یکی از تو اتاق اومد بیرون بلند گفت : گـوزید.. گـــوزید.. خدا رو شکر... بالاخره گـوزید...! برگشتم دیدم همه شون خوشحالن... باد معده ی بابائه خارج شده بود. تا شب فکرم مشغول بود که واقعا چه نعمت هایی داریم و قدرشو نمی دونیم...!! حالا از صبح دارم از این نعمتم استفاده میکنم، هیچکس هم خوشحال نیست !!!

1391/11/07 - 15:56
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)