دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دخترک برگشت چه بزرگ شده بود!!!! پرسیدم:پس کبریت هایت کو؟ پوزخندی زد گونه هایش اتش بود گفتم:امشب میخواهم با کبریت های تو این سرزمین را به اتش بکشم دخترک نگاهی انداخت تنم لرزید... گفت:کبریت هایم را نخریدند سال هاست تن میفروشم...میخری...؟

1391/11/10 - 12:09
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)