دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یکی از فانتزیای معکوسم اینه که بعد از 20 سال از اسپانیا برگردم طوری که زبون مادریمو دست و پا شکسته حرف بزنم (لامصب آخره کلاسه) بعد همه هی ازم بپرسن توسکا چی شد که بعد 20سال برگشتی ؟ منم بگم همه جمعه شب واسه شام بیاین خونمون میخوام دلیل برگشتمو بگم بعدش جمعه شب سر شام یهو بلند شم و بگم متاسفانه من چند وقت دیگه بیشتر زنده نیستم زیاد فرصت ندارم اومدم روزای آخرمو کنارتون باشم بعدش جواب آزمایشامو پرت کنم بیوفته رو خورشت قرمه سبزی و برم تو حیاط به افق خیره بشم

1391/11/12 - 21:42

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)