دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

يادم مياد بچه که بودم بعضي وقت ها يواشکي بابامو نگاه مي کرديم که ساعت ها با دست مشغول جمع کردن آشغال هاي ريزي بود که روي فرش ريخته شده بود من حسابي به اين کارش مي خنديدم چون مي گفتم ما که هم جارو داريم هم جارو برقي. چند روز پيش که حسابي داشتم با خودم فکر ميکردم که چه جوري مشکلاتم رو حل کنم يهو به خودم اومد ديدم که يک عالمه آشغال از روي فرش جلوي خودم جمع کردم..!

1391/11/14 - 12:17 در دوره
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)