دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گفتگوی گنجشک با خدا گنجشک به خدا گفت: لانه کوچکی داشتم. آرامگاه خستگیم بود، سرپناه بی کسی ام. طوفان تو آن را از من گرفت... کجای دنیای تو را گرفته بود؟ خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود؛ تو خواب بودی. باد را گفتم لانه ات را خراب کند، آنگاه تو از کمین مار پر گشودی. چه بسیار بلاها که بواسطه ی حجتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی!

1391/11/15 - 02:37
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)