دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ... با دوس دخترم سوار ماشین شیم بعد همینطور که با سرعت داریم میریم سمت شمال یهو سپیده زنگ بزنه بگه ببین نیما من تو ماشینت یه بمب گذاشتم اگه ترمز کنی یا سرعتتو کم کنی با اون دختره ایکبیری (دوس دخترم) میرین رو هوا بعد من با عصابنیت بگم نــکــبــت منو از بمب میترسونی؟ برو از خدا بترس ! من فقط نگران جونِ دوس دخترمم ! بعد موبایلو پرت کنم بیرو بعد با مُـشت بکوبم رو فرمون داد بزنم لـعنتییی (لامـصب خـَـعلی جذبه داره این حرکت) بعد به دوس دخترم بگم تو بپر پایین بعد اون بـگه نــه من بدون تو هیچ جایی نمیرم بعد منم با عصابنیت بگم زِر نزن نِـفـله مگه میخوام برم پیک نیک تو خودتو نجات بده بعد بپره پایین منم پامو بزارم رو گاز ولش کنم برم تو دلم بگم آخییییییش از شر این یکی‌ هم راحت شدم بعد یه سیگار روشن کنم برم تو مه‌ جاده محو به شم

1391/11/16 - 16:16

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)