دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

که کـَس به وعدۀ خوبان امیدوار مباد ...

1391/11/20 - 23:38 در داستان کوتاه
1 ديدگاه
باران بهاری

یک شب زمستانی؛سردار به سرباز نگهبان گفت: سردت نیست؟

سرباز جواب داد: عادت دارم!

سردار گفت: میگویم برایت لباس گرم بیاورند…و رفت و…آن وعده که کرد از یادش رفت…!

صبح جنازه یخ زده سرباز را دیدند که روی دیوار نوشته بود :

به سوز سرما عادت داشتم… وعده واهی تو… ویرانم کرد!

13 سال و 7 ماه و 12 روز و 2 ساعت و 42 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)