دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

mehrdad
mehrdad
mehrdad_khan2012

باز باران بی ترانه با تمام بی کسی های شبانه میخورد بر مرد تنها میچکد بر فرش خانه باز می آید صدای چک چک غم باز ماتم من به پشت شیشه تنهایی افتاده نمیدانم...نمیفهمم... کجای قطره های بی کسی زیباست؟ نمیفهمم چرا مردم نمیفهمند که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت میلرزد کجای ذلتش زیباست؟؟؟ نمیفهمم... کجای اشک یه بابا که سقفی از گل و آهن به زور چکمه باران به روی همسر و پروانه های مرده اش آرام باریده کجایش بوی عشق و عاشقی دارد؟؟؟ نمیدانم... نمیدانم چرا مردم نمیدانند که باران عشق تنها نیست صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست نمیفهمم کجای مرگ ما زیباست؟؟؟ یاد آرم روز باران را یار آرم مادرم در کنج باران مرد کودکی ده ساله بودم میدویدم زیر باران... از برای نان مادرم افتاد مادرم در کوچه های پست شهر آرام جان میداد فقط من بودم و باران و گل های خیابان بود نمیدانم کجای این لجن زیباست؟!!! بشنو از من کودک من پیش چشمم مرد فردا " که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالا دست و آن باران که عشق دارد... فقط جاریست برای عاشقان مست و باران من و تو درد و غم دارد" خدا هم خوب میدان

1391/11/22 - 18:25
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)