دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دو تا دختره داشتن با خاطرات لاغریشون واسه هم افه میومدن... اولی می گه من اونقدر لاغر بودم که وقتی می رفتم حموم مامانم با یه چیزی روی چاه رو می پوشوند تا من توی چاه نیفتم.... !!! دومی می گه این که چیزی نیست، من یه بار یه آلبالو رو با هسته قورت دادم، همه ی فامیلامون می گفتن چند ماهه حامله ای؟ من

1391/11/23 - 22:12
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)