دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نامه عاشقانه یک معمار به معشوقش عزیز بهتر از جانم، روزی که چشمم به نمای دلنشین تو افتاد ستونهای مهرت در فونداسیون دلم محکم شد و محبتت همچون آجرهای سوفالی در قلبم به هم جوش خورد و دائم عشقت را با احساساتم تراز میکردم و با محبت آنرا شاغول میکردم و گهگاه با ماله دلم آنرا صیقل میدادم و مغزم همچون فرغون شن وماسه عشقت را با خود به هر طبقه دلم حمل میکرد ولی افسوس که جواب منفی تو همچون پتکی بر زیربنای دلم بود که ستونهای آنرا فروریخت

1391/11/23 - 22:23
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)