دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یک لحظه چشم دوخت به فنجان خالی ام آرام و سرد گفت : که در طالع شما.... قلبم تپید ... باز عرق روی صورتم گفتم : بگو، مسافر من می رسد ز راه ...؟؟؟ با چشم های خیره به فنجان نگاه کرد ! گفتم چه شد ؟؟؟ آخر شروع کرد به تفسیر فال من اینجا فقط دو خط مــوازی نشــسته است ... یعنی دو فرد دلشده ی تا ابد جــــــــ ـــــــدا ... انگار بی امـــان به سرم ضربه می زدند گفتم درست نیست از اول نگاه کن ‍!! فریـــاد زد : بفهــــــــم دختر... رهــــــــــــــــــــا کـــــــــــــرده او ، تــــــــو را... .

1391/11/29 - 09:28
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)