مادرم نماز می خواند و من آواز ! . . . . . عقایدمان چقدر فرق دارد !.... او خدای خودش را دارد منم خدای خودم را !... خدای او بر روی قانون و قاعده است... و از قدیم همین بوده !.. خدای من بر اساس نیازم و تجربیاتم است... و هر روز کامل تر از دیروز است... ! او خدا را در کنج خانه و معجزه می بیند... ! من خدا را در آسمان ها و درون خودم ...! در قطره ای باران ، بغض هایی پر از اشک ،در شادی از ته دل... ! در ثانیه به ثانیه زندگیم... ! او جلوی خدایش سجده میکند... ! ولی من در آغوش خدایم آرام میگیرم.. ! نمی دانم خدای من واقعی تر است یا او ! دین من بهتر است یا او....
1391/11/29 - 18:38 در
میکده