دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آخر شب بود ... و از کوچه ای میگذشتم ... ناگهان دور ورم پر از گرگ های ناشناس شد ... سردسته آنها جلو آمد ... سر بالا آوردم و دیدم او همان است که بیادش مست, کردم ... ... نیش خندی زدم و گفتم: ... ! زد ... ! باورم نمیشد ! او همان ای بود که خودم کردم ....

1391/12/03 - 14:31
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)