دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تنهایم و این تنهایی مرهمی چون عشق ندارد عشقی که دارد کم کم از دلم بیرون میرود نمیدانم چه باید کرد چند وقتیست گریه ای هم سر نداده ام خطی ننوشتم کتابی نخواندم صدایش را نشنیده ام به تماشای صورتش ننشسته ام چه باید کرد با دوستان بودن چه خوب است می برد تو را به دوردست ها به فراموشی ها تو را به خوشی ها می برد ولی باز وقتی تنها میشوی باز هم غمی داری دوست داری برگردد صدایت کند نگاهت کند همصحبتت شود ولی انگار محقق نمیشود با خود درگیری گناه میکنی ذهنت درگیر دوردست هاست تا او را نبینی آرام نمی شوی

1391/12/04 - 09:40
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)