دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز رفته بودم شهر خرید،بعدش رفتم عابر بانک ببینم پول واریز شده یا نه . . . توصف بودم یکی از اون طرف خیابون میگفت،دختر ؛دختر ... فک کردم چیزی شده... اصلن حواسم پرت شد ،یهو دیدم به طرف من میاد ،یعنی به من میگفت دختر ... منم هاج و واج مونده بودم نمیدونستم چکار کنم ... (ادامه در دیدگاه)

1391/12/08 - 22:42 در وحید
3 ديدگاه
۩۞۩وحید۩۞۩

اخه موهام بلند همه فکر میکنن دخترم ... بعدش تو دستم شیرینی داشتم از اون یکی خواست منم یکی بهش دادم و از صورتم یه بوس کرد و گفت ان شا الله مکــه بری.

13 سال و 6 ماه و 24 روز و 1 ساعت و 32 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)