دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

mehrdad
mehrdad
mehrdad_khan2012

خوش به حال من ودريا و غروب و خورشيد و چه بي ذوق جهاني که مرا با تو نديد رشته اي جنس همان رشته که بر گردن توست چه سروقت مرا هم به سر وعده کشيد به کف و ماسه که نايابترين مرجان ها تپش تب زده ی نبض مرا مي فهميد آسمان روشني اش را همه بر چشم تو داد مثل خورشيد که خود را به دل من بخشيد ما به اندازه هم سهم ز دريا برديم هيچکس مثل تو ومن به تفاهم نرسيد خواستي شعر بخوانم دهنم شيرين شد ماه طعم غزلم را ز نگاه تو چشيد منکه حتي پي پژواک خودم مي گردم آخرين زمزمه ام را همه شهر شنيد

1391/12/09 - 15:52
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)