دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روزي ملا نصرالدین در بستر مرگ بيفتادي و با عزراييل بر سر ساعت رفتن در حال چانه زدن بُدي .(دیدگاه)

1391/12/10 - 21:38 در جک و لطیفه
3 ديدگاه
Habib Najafi

پوران(پسران) ملا نيز به دور وي حلقه زدندي و از فرط نگراني ناخود آگاه دست در خشتکان خود فرو و با شئي نا معلوم در حال کيف بودندي وچون استران ار ار بکردندي..
بناگاه ملا فرزندان را به خفه شدن رهنمون همي بکرد و فرزند مهتر را فرا بخواندي و با وي بگفتي که جان پدر يک دسته چوب مجموع و يک چوب واحده از بهر من آوريد تا شما را دراين ثانيه هاي آخر درس همي دهم که تا پايان عمر شما را سرمشق باشد و ره بر شما عزيزانم هموار همي گردد.
چون چوبها فراهم بگشت ملا روي به فرزندان بکردي و همي بفرمودي که جانان پدر اين چوب واحد يکي از شماييد که چون تنها باشيد اين اتفاق براي شما پيش همي خواهد آمد و سعي در شکستن چوب بکردي ولي هرچه رمق داشتي به ميان گذاشتي چون اشتر 18 ساله زور بزدي و چوب کوچکترين تکاني نبخوردي .
ملا (عرق از باسن راه افتادنا) دسته چوب ديگر را برداشتنا و با يک زور کوچک کلهم شکستندندي .
(مورخان آورده اند که دسته چوبها خيزران سست جوي آب بودي واز شانس تخم مرغي ملا چوب تک همي چوب آلبالو بدي ).
پوران جملگي انگشت به ماتحت برخاسته و بگفتند که اي جان پدر در اين اتفاق چه حکمتي بدي که مارا بر آن وقوف مي نباشد؟
ملا بگفتا : سه حکمت نهان بدي .
اول اينکه قبل هر نصيحتي ابزار آن نصيحت را در خشتک خود نهان همي کنيد جه بسا ابزار گوناگون راخواص گوناگون بباشد.
دوم اينکه همت همي داريد که از براي پند از مخ خود کمک بگيريد و هرگز کاري تکراري انجام نداده و اگر نصيحت خاصي نداريد چون کوزه خموش بمانيد.
سوم اينکه هرگز کارها را به پسر احمق خود واگذار نکنيد چه بسا که او در آخرين لحظه شما را همچون سگ در بين جماعتي ضايع کند .
ملا نفس آخر بکشيدي و روي به پسر نادان همچون صحنه آخرين ترميناتور ثاني بيلاخي بس عظيم به پسر نشان بدادي و در گوش وي فحش صحنه دار بدادي از دنياي فاني رخت ببستي

13 سال و 6 ماه و 19 روز و 16 ساعت و 39 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)