دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

می گم بابا! پول بده بهم لازم دارم. کیف گلیمی ام هم روی پام از شونم آویزون بود دقیقن همونطور که جلوی بابام آویزون وایساده بودم. نمی دونم چطو دید که یهو گفت: پولو میدم یه نخ و سوزنم بردار اون سه چارتا سوراخ شلوارتم که زیر کیف قایم کردی بدوز. پس فردا می گن لباس نداشتی بپوشی پاره موره می پوشی بعد یه لبخندی ام زد مشکوک. فک کنم یاد جوونیای خودش افتاد. همیشه دوس داشتم بدونم بابام جوون ک بود چجوری بود...

1391/12/13 - 01:05 در روزنوشت
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)