بابام می گه وقتی یه کاری بچربه برات انجامش می دی اصن نفست بالا پایین میره واسه این چیزا و خصوصن پول. می گم نه بابا و میام دوباره سر جام میشینم از پشت سرم با خنده بلند می گه یه پدر سوخته ای هستی که دومی نداری. راس می گه. ناراحتم نیستم که راسته. کلاس سوم دبستانم که بودم فقط آیت الکرسی رو واسه این حفظ کردم که قرار بود سر صف به اونایی که از حفظ بخوننش جایزه " کتاب " بدن. واسه همینم تا هر جایی می خوام برم یا یه عزیزی داره می ره تو دلم تند تند می خونمش. واسه همینه کارایی که انجام میدمو از صمیم قلب انجام می دم. دیگران هر چی بخوان می تونن فکر کنن. چون می دونم بعدن همینکارا یه جاهایی بهم آرامش می دن حتی اگه از سر منافع باشه
1391/12/13 - 23:10 در
روزنوشت