دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یک زن نشسته از سر شب گریه می کند/ دندان فشرده بر سر لب گریه می کند /گاهی ز ناتوانی خود ضجه می زند/ گاهی از انفجار غضب گریه می کند /قندیل قلب یخ زده اش کم نمی شود/ وقتی ز سوز آتش تب گریه می کند/ گاهی نگاه رو به جلو می چزاندش/ گاهی ز عمر رو به عقب گریه می کند/ آن قدر اشک زن دم چشمش نشسته است, بر نعش هسته های رطب گریه می کند/ بر حال قهرمان غزل های من گریست/ وقتی شنید از سر شب گریه می کند.............!

1391/12/14 - 22:57
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)