به دست خود درختی می نشانم /به پایش جوی آبی می كشانم/ كمی تخم چمن بر روی خاكش /برای یادگاری می فشانم /درختم كم كم آرد برگ و باری /بسازد بر سر خود شاخساری /چمن روید درآنجا سبز و خرم/ شود زیر درختم سبزه زاری/ به تابستان كه گرما رو نماید/ درختم چتر خود را می گشاید /خنك میسازد آنجا را ز سایه /دل هر رهگذر را می رباید /به پایش خسته ای بی حال و بی تاب /میان روز گرمی می رود خواب /شود بیدار و گوید ای كه اینجا /درختی كاشتی،روح تو شاداب ......( عباس یمینی شریف روح شما هم شاداب)
1391/12/15 - 12:03 در
چهار راه