دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اسم‌اش ولی بود. ولی برای تفکیک ولی‌ها از هم یک کنیه هم به او داده بودند: چوب‌پنبه. چرا چوب‌پنبه؟ خدا می‌داند. کنیه جهت تفکیک آدم‌ها البته امری ضروری بود و هست. مثلن برای تفکیک محمدها از هم یک ممددراز داشتیم چون قدش بلند بود و یک پاچه ممد (ممد کوتوله) چون قدش کوتاه بود. یک پاچه علی‌آقا داشتیم، یک جوت علی‌آقا، چون لکنت زبان داشت. یک علی دلال هم داشتیم چون دلال بود. حسین پامودوری (حسین گوجه فرنگی) هم داشتیم چون از گوجه فرنگی بدش می‌آمد. یکی از محمدعلی‌ها و برادرش را که با گفتن ِ مامدالی پامودور (محمدعلی گوجه) رسمن دیوانه کرده بودند. برگردیم به ولی چوب پنبه. ولی اپیکوریست بود ولی خودش نمی‌دانست. آخر روی مچ دست چپ‌اش خال‌کوبی کرده بود: این نیز بگذرد. سال‌هاست، هر وقت اوضاعم به هم می‌ریزد یا خیلی به من خوش می‌گذرد، خط و رنگ خال‌کوبی مچ دست ولی چوب‌پنبه جلوی چشم‌ام ظاهر می‌شود.

1391/12/17 - 12:38 در ناصر غیاثی
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)