دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پدرم چشم دیدن این پسرش را نداشت ولی برعکس او ننه ام حاضر بود هر پنج تای ما را قربانی این پسرش کند برای همین بود که وقتی ننه ام مرد این برادرم اینجوری شد ( اینجوری که یه کوکب نامی رو پیدا کردو بهش دل بست و بهش گفت دوستت دارم ، کوکب میگفت بیا صیغه ام کن ، برادرم میگفت من تو را مثه مادرم دوست دارم ، آدم که با مادرش نمیتواند ...) بزرگ علوی

1391/12/22 - 13:09 در چهار راه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)