دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

غم بی هم نفسی کشته مرا ... غم تنهایی قلبی تنها ... غم رفتن و نه اینجا ماندن ... غم یکِ عالمِ دنیای شما ... مردم امروز دلم شاد کنید ... ره افسانه ی مجنون به دلی ... ز صفای دل خود ساز کنید ... من در این درد بپوسم آخر ... ولی ای کاش مرا هم ، ز نو آغاز کنید ... من ندانم کیستم ای عشق من ... بی سحر خواندم از این درد ... چه آغاز کنید ؟؟... پس کجا رفته ای ، ای عالم مدهوش ، غم من ... زهی انکار بود ؛ بر دل من ناز کنی ... منم آخر نه بدانم به کجا آبادم ... ولی ای کاش تو این قلب مرا باز کنی ... من نه عشقی ز تو خواهم نه طریقِ ره آن .... من همانم ؛ دل بی هم نفسان ... دل خسته نه بداند که چه گوید ولی ای ره گذران ... دل خسته رود این بار ز نامردیی این همنفسان ... من بماندم بهر هم صحبتی از عالم غیب ... بهر هم صحبتی آدمی از عالم غیب ... عالمِ غیبِ من امروز چنین تنگ شدست ... من نشینم به ره ات هم نفس عالم غیب ... /// من هنوز هم ینشینم پی یک صحبت داغ ... پی یک هم سفر از عشق تو ای ذات خدا ... پی یک فرد که گوید چه خبر ... پی یک آدم بی رنگ و ریا ... گر چه هم صحبتی آدمی از دور خوش است ... دیدم آدم این صحبت و راه

1391/12/23 - 15:09
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)