دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دلش خون میومد... سرش کبود شده بود و زیر چشماش گوووود... زانوی شلوارش پاره بود... یقه ش باز بود...ینی دکمه ای برای بستنش نبود...! دلم براش سوخخخت... چسب زخم دردها و خونریزی هاش شدم... چندروزی توی آغوشش بودم... ولی نمیفهمیدم که به مرور دارم کهنه تر و زشت تر میشم... وقتی زخم هاش خوب شد منو کند... بهش محکم چسبیده بودم نمیخواستم ازش جدا شم ولی زور بازوی اون کجا و چسب من کجا؟ کاش زودتر میفهمیدم که چسب زخم ها یه بار مصرف اند...

1391/12/23 - 22:48
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)