دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گاهی اینقدر خسته ای که در همهمه زندگی کسی را به وادی صدای سکوت خود فرامیخوانی... واینقدرسکوت دلچسب خدا برایت پرمعنامیشودکه میخواهی دادبزنی وبه همه بگویی خدا چه میخواهد بگوید... انگار که جشنی درراه باشد... هدیه ای برایت فرستاده باشند... وتو... وتومیخواهی آن را به همه نشان دهی ولی حیف... حیف که مردم چشم دل بینای خود را زکف داده اند وتو عاجزی ازتعریف آن. ودر این میان خدایی که در این نزدیکیست وبه تماشاست که تو چه میکنی با هدیه... وبه راستی چه میکنی با هدیه...!؟

1391/12/24 - 13:17
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)