دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من نمی دانم که این بی خبری را ترجیح میدهم ، یا پایان انتظار را حالا به هر شکلی که باشد ، در این سه ماه ، خصوصا از وقتی جریان زندگی ما نقل محافل کاری و خانوادگیمان شد ، بیشتر از همه چیز این آزارم میداد که به نظر همه آدم دست دومی می آیم که تاریخ مصرفش تمام شده ، آدمی که دیگری را بهش ترجیح داده اند .

1391/12/26 - 17:24 در چهار راه
2 ديدگاه
امیر کریمی

چهار چهارشنبه و یک کلاه گیس نوشته بهاره رهنما

13 سال و 6 ماه و 7 روز و 13 ساعت و 12 دقيقه قبل
امیر کریمی

می گویی : سارا ، دارم از فضولی میمیرم . آخه میگم ، کاش با یکی بهتر از من رفته باشه ، اما میترسم طرفو ببینم و تازه بفهمم چه خاکی به سرم شده
جوابت را نمیدهم ، میدانم بهتر از تو نیستم ، هیچ وقت هم نبوده ام . میدانم اگر بهتر از تو بودم آن قدر دوستت داشتم که روی سعید تف هم نیندازم . میدانم حتی سعید هم میداند که بهتر از تو پیدا نمیکند و شاید برای همین هم سراغ من آمده ، سراغ کسی که میداند خودش حسابی از او سر است . از این حس بزرگواری لذت میبرد . بعد سالها خفه کردن خودم و همه ی چیزهایی که میخواستم ، حالا این را خوب یاد گرفتم که درباره ی خودم درست قضاوت کنم .

13 سال و 6 ماه و 7 روز و 13 ساعت و 11 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)