دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یکی را دوست می دارم، ولی افسوس، او هرگز نمی داند. نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاه من که او را دوست می دارم، ولی افسوس، او هرگز نگاهم را نمی خواند. به برگ گل نوشتم من که او را دوست می دارم، ولی افسوس، او برگ گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند. به مهتاب گفتم ای مهتاب، سر راهت به کوی او سلام من را رسان و گو که او را دوست می دارم. ولی افسوس، یکی ابر سیه آمد زِ ره روی ماه تابان را بپوشانید. صبا را دیدم و گفتم، صبا دستم به دامانت، بگو از من به دلدارم که او را دوست می دارم.

1392/01/03 - 22:41
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)