تو برای چی رو میگیری؟ .. -خب برای اینکه نامحرم نبیندم،قبول!کریم هم نامحرم هست،اما ... باب جون گل از گلش شکفت.انگار چیزی کشف کرده بود.دست مریم را در دست گرفت: -هان،بارک الله اشتباهت همین جاست.رو گرفتن برای فرار از نامحرم نیست.و اِلا من هم میدانم،نامحرم که لولو نیست، جَخ پاری وقت ها مثل ِ همین کریم،اصلاخودیه...نه!رو گرفتن برای این است که خدا گفته.خدا هم مثل رفیق آدمه.یک رفیق به آدم یک چیزی بگوید،لوطی گری می گوید بایستی انجام داد ... -این درست که خدا گفته،اما حکمتش همان است که گفتم،برای فرار از ... باب جون حرف مریم را برید: -حکمتش را ول کن.این جایش به من و تو دخلی ندارد.وقتی رفیق آدم چیزی از آدم خواست،لطفش به این است که بی حکمت و بی پرس وجو بدهی.اگر حکمتش را بدانی که به خاطر حکمت داده ایی،نه به خاطر لوطی گری. جَخ آمدیم و حکمتش را نفهمیدی،آنوقت چه؟انجام نمی دهی؟ ....
1392/01/05 - 23:52 در
از کتاب ... .
من ِاو
13 سال و 5 ماه و 27 روز و 7 ساعت و 26 دقيقه قبلرضا امیرخانی
ممنون
دلم خواست بخونمش...نخوندمش.
13 سال و 5 ماه و 15 روز و 10 ساعت و 43 دقيقه قبلخواهش می کنم
13 سال و 5 ماه و 15 روز و 8 ساعت و 34 دقيقه قبلحتما بخونش،عالی ِ