دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@./ DoostDar ./ همین را می‌خواستی؟!

1392/01/07 - 12:11
3 ديدگاه
محمد

همین را می‌خواستی؟!

که کوچه خیابان شود
خیابان خدا وُ
خدا بن‌بست
همین را می‌خواستی؟!

که خانه پَر شود وُ خاک پَر شود وُ باغ پَرپَر شود وُ
ما،
کتک خورانِ بازیِ کلاغ پَر
همین را می‌خواستی؟!
که تو بروی وُ هِی بروی وُ هِی بروی وُ
هِی رویَ‌ت نشود که بیایی
همین را می‌خواستی؟!

که بگویی دیری
که بگویی دوری
که بگویی دیر شده است، دوری!
همین را می‌خواستی؟!

که هِی چای سرد شود وُ
هِی کهنه
همین را می‌خواستی؟!

که باران دیر کند
که ناودان پیر شود
که ابر بمیرد
وَ حیات بویِ گند بگیرد
همین را می‌خواستی؟!


همین‌که من عاشق باشم وُ تو نباشی
من دوستت داشته باشم وُ
تو ژست داشته باشی
این‌که تو شعر داشته باشی وُ مرا
نداشته باشی وُ
من.
همین را می‌خواستی؟!

همین چیزهایِ زُمختِ عحیب را می‌خواستی
همین درهایِ مضحکِ بیهوده را
همین دلتنگی‌هایِ هِی هر دو را
همین که دور باشی وُ دلتنگ باشی وُ نگویی
که درد می‌کشی
همین را می‌خواستی؟!

همین را همان موقع می‌گفتی لامسًب!
خودم به تو درد می‌دادم
تنهات می‌گذاشتم
دلتنگت می‌کردم اما
تنها نمی‌شدی‌م!
همین را می‌خواستی؟!

که هر کدام یک‌جا تنها باشیم
که ما نباشی‌م
همین؟!

"افشین صالحی"

...

13 سال و 5 ماه و 27 روز و 18 ساعت و 38 دقيقه قبل
./ DoostDar ./

براااوووووووووووو ... ؛ عـــالـــی بود ؛ معــرکـــه ... مرسی ازت محمد ؛ خیلی مرسی ...

--- 0 --- --- 0 ---

13 سال و 5 ماه و 26 روز و 8 ساعت و 5 دقيقه قبل

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)