جمعه منو یاد نمازهایِ بابام میندازه ...........که هیچ وقت خونده نشد................. جمعه منو یاد سفرههایِ نذری ..................مادرم میندازه که هیچ وقت انداخته نشد ..........یاد کنکورهای هر ساله خواهرم ...........یادِ کوه رفتنهای صبح زود .............یاد کله پاچه ی بعد از کوه یادِ بعد ..............از ظهرهای خلوتِ دم کرده .............یاد اذانِ مغرب ،........ بلند گو ، مسجد ........یاد دخترِ همسایه گوشه ی حیاط............... سیگارهای دزدیِ باباش ................یاد ضبط کوچیکِ من که میخوند........... " باید پارو نزد وا داد ... باید دل رو به دریا داد " ..................نیکی فیروزکوهی ..............
1392/01/11 - 23:34 در
دلتنگی...