دو روزی که رفته بودیم دیار اجدادی ..به قول داداشی وطنی ترین شهر دلم...این چنتا کوچولو هم داشتن به قول خودشون چاه میساختن لب ساحل..کلی خیس شده بودن..از کنارشون رد نشدم وایسادم نگاه کنم...به دختر خالم گفتم کاش میذاشتن ازشون عکس بگیرم ...برای همینم ازشون پرسید بچه ها ما ازتون عکس بگیریم ؟..دقیقا چنتا از این گلوله های ماسه ای درست کردن افتادن دنبالمون کلی هم اونا هم ما خندیدیم ..البته یکی از این گلوله ماسه ای ها رو بهم اصابت کرد.......وقتی دوباره مشغول شدن از دور یه عکس ازشون گرفت دختر خالم..
1392/01/14 - 16:58 در
جوالدوز