دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

SaMyaR
SaMyaR
a_samiyar

دیدگاه»»»»»»»»»»»

1392/01/15 - 23:28
1 ديدگاه
SaMyaR

میروم خسته و افسرده و زار


سوی منزلگه ویرانه ی خویش

به خدا میبرم از شهر شما

دل شوریده و دیوانه ی خویش



میبرم، تا که در ان نقطه ی دور

شستویش دهم از رنگ گناه

شستشویش دهم از لکه ی عشق

زین همه خواهش بی جاه و تباه


می برم تا ز تو دورش سازم

ز تو، ای جلوه ی امید محال

میبرم زنده بگورش سازم

تا ازین پس نکند یاد وصال



ناله می لرزد، می رقصد اشک

آه، بگذار که بگریزم من

از تو، ای چشمه ی جوشان گناه

شاید آن به که بپرهیزم من



بخدا غنچه ی شادی بودم

دست عشق آمد و از شاخم چید

شعله ی آه شدم، صد افسوس

که لبم باز بر آن لب نرسید



عاقبت بند سفر پایم بست

میروم، خنده به لب، خونین دل

می روم از دل من دست بردار

ای امید عبث بی حاصل

13 سال و 5 ماه و 16 روز و 1 ساعت و 10 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)