دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

يك خانم45 ساله حمله ی قلبی كرد و دربیمارستان بستری بود در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ راتجربه کند خدا رو دید وپرسید: آیا وقت من تمام است؟ ... خدا گفت: نه شما 43سال دیگه عمر میکنید . در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت دربیمارستان بماند وعملهای زیر را انجام دهد کشیدن پوست صورت-تخلیه چربیها(لیپو ساکشن)-عمل سینه ها و جمع وجور کردن شکم . فقط به فکر رنگ کردن موهاش و سفید کردن دندوناش بود !!!! از اونجايي كه او زمان بيشتري براي زندگي داشت از اين رو اوتصميم گرفت كه بتواند بيشترين استفاده را ازاين موقعيت (زندگي)ببرد. بعد از آخرين عملش او از بيمارستان مرخص شد در وقت گذشتن از خیابان در راه منزل بوسیلهء یک آمبولانس کشته شد . وقتی با خدا روبرو شداو پرسید: من فکر کردم شما 43سال ديگه فرمودید من فرصت دارم چرا شما مرااز زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟ خدا جواب داد : اِاِاِاشمايييييييد نشناختمتون...

1392/01/16 - 23:15
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)