دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خواستم برم نون بگیرم و سریع برگردم، اومدم در ِ رو که وا کنم صدای تکون‌خوردنِ ها رو شنیدم, احتمال دادم رو سرو سامون دادیم وسایلی که لازم نبوده رو گذاشته باشیم دم ِدر, که طبق معمول بیان ببرنش .. بخاطر اینکه احساسِ نکنه گفتم این آخر عُمری یه بارم انجام بدم صبر کنم بره بعد , و من هِی دُور ِحیات رو زدم هِی قدم زدم و کردم, دیدم صدا کمتر شده ولی باز هم نرفته آخر تصمیم گرفتم در رو باز کنم با برم که حس نشه, دیدم داره میکنه ! / دیگه شرمنده که ‌ـِمون همینقدر بوده, وسایلو نکردیم یا به ترتیب دسته‌بندی نشده بودن ! وقت هم نشد کنیم .. .

1392/01/17 - 21:34
5 ديدگاه
F a r z a m

من جای تو بودم پرتش میکردم از کوچه بیروون !ً!!!! چون دیسیپلین کوچه رو بهم زده بود

13 سال و 5 ماه و 15 روز و 7 ساعت و 3 دقيقه قبل
O u ➌ Ph ¥

اون پلاستیکا میموند که بیشتر دیسیپلین کوچه رو بهم میزد

ولی این همون معتاد ِبود که قبلا با داعااش سجاد توو پارک آفتاب هم دیده بودیمش و یکم ترسناک شده بود صحنه (موهاش لَختِ)

بهرحال پشیمون شدم از حرکت انسانیم

13 سال و 5 ماه و 14 روز و 22 ساعت و 43 دقيقه قبل
F a r z a m

زباله هارو شهرداری میبرد بهتر بود تا یه عمله که همشو بپاشه جلو خونه ما بود یه ...ی چک نثارش میکردم

13 سال و 5 ماه و 14 روز و 20 ساعت و 13 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)