دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سهراب : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی….. گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی….. گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی….. او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده... پس من هم به دنبال تنهایی خویش میروم... فقط کاش میدانستم که... تا کی تنهایم...

1392/01/23 - 22:38 در دوره
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)