دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سرنوشت ان گل پرپر نمی دانم چه شد شرح این خون گریه را اخر نمی دانم چه شد احترامش را پدر خیلی سفارش کرده بود ان سفارش های پیغمبر نمی دانم چه شد روزگاری مرغ عشق این حوالی خانه داشت اشیانش سوخت؛بال و پر نمی دانم چه شد چند نامرد امدند و هیزمی اماده شد در که کلا سوخت؛میخ در؛نمی دانم چه شد بعد از سیلی که چون طوفان به رخسارش وزید حالت گل برگ نیلوفر نمی دانم چه شد موی مادر را که می دانم شده از غم سپید اما گیسوی بی شانه ی دختر نمیدانم چه شد.

1392/01/24 - 18:46
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)