دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یه روز یه ، یه مرد آسمونی ، نهالی کاشت میون باغچه مهربونی / می ‌گفت سفر که رفتم یه روز و روزگاری ، این بوته من می مونه یادگاری / هر روز غروب عطر تو کوچه‌ها می‌پیچید میون کوچه باغا ، بوی خدا می ‌پیچید / اونایی که نداشتن از خوبیا نشونه ، دیدن که خوبی ، باعث زشتیشونه / عابرای بی‌ احساس پا گذاشتن روی ساقه‌هاشو شکستن ناسپاس / جوون بگمون ، تکیه زدش به دیوار خواست بزنه ، اما سر اومد / یه دیگه شبونه رو برداشت ، پنهون ز نامحرما تو باغ دیگه‌ای کاشت / هزار ساله کوچه‌ها پر میشه از عطر ، اما مکان اون گل مونده هنوز /

1392/01/25 - 02:40

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)