دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نوشته که :مهدکودک برادرزاده‌م رو که می‌خواستم عوض کنن، کلی گریه کرده بود. گویا با یه دختری اونجا دوست شده بوده، قرار ازدواج هم گذاشته بودند

1392/01/25 - 12:56
6 ديدگاه
♀ ســ☆★☆ــداره ♀ ֆG ♀

اووووووف چه بچه های الان فعالنا از این سن به فکر ایندن

13 سال و 5 ماه و 14 روز و 13 ساعت و 3 دقيقه قبل
آلبالو خانومیツ

مثه یکی از اقوامِ ما ! خیلی جدی اومده بود از خالَم پرسیده بود که ببینید! منُ یه دخترِ دیگه تویِ مهدکودک هردومون عاشقِ یه پسر شدیم! حالا باید چی کار کنیم که این مسئله حل شه ؟

13 سال و 5 ماه و 14 روز و 13 ساعت و 2 دقيقه قبل
پـــری‌ســــا

؛ خیلی تغییر کردن نسلهای جدید ها . مثلا اونایی که میرَن مهد الان متولد چندَن حدودا؟

13 سال و 5 ماه و 14 روز و 12 ساعت و 48 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)