دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خواب دیدم رفتم یه جا سر بزنم، بعد از چند سال. یه خونه ی خیلی بزرگ سر یه تپه توی بندرانزلی؛ تا مسیری که از کوچه ها می گذشتم همه ی جزئیات رو یادم بود که تغییرات کمی کرده بودن و هی می گفتم اینجا قبلا اینجوری بوده....(مثلا خونه ای که سر نبش بود رو گفتم ئه دیواراش رو سنگ کار کردن قبلا اینجوری نبود؛ یا کوچه ای که گلی بود چون یادم می اومد خاکی بوده و هر وقت بارون میاد اینجوری می شه) بعد انگار اونجا همه (یه پیرمرد خیلی خوش لباس و دخترای میانسالش و دوتا پسر جوونش) منو می شناختن، ازم استقبال می کردن. خاطرات قدیم رو زنده می کردن. یه کم اونجا موندم با همشون حرف زدم و بعدم یکی از پسرا که بهش می گفتم دایی بردم فرودگاه که برگردم. وقتی بیدار شدم یه لحظه با خودم گفتم خب خواب اونجا رو دیدم... بعد یهو یادم افتاد من که تا حالا هیچ وقت همچین جایی نرفتم همچین آدمایی رو نمی شناسم.... بعد چند دیقه فهمیدم قبلا حدود چند سال پیش دیده بودم که رفتم اونجا، و حالا بعد مدتها رفته بودم و چیزایی به تناسب زمان تغییر کرده بود. خیلی ترسیدم من اعتقاد ندارم به این چیزا ولی الان یه ترس عجیبی وجودمو گرفته

1392/01/28 - 11:17 در خواب‌های من
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)