دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گفتی مے روم ، باران که ببارد بر مے گردم باور کـردم ... حالا سالـهـا از دورے دیدار مے گذرند. در گذر، بارانـ هایی کـﮧ آمدند تا دستـــ خـلوتـــ مرا بـﮧ دور دستـهـاے تو گره بزنـد. می گذرد و تو نیامدی... حق داری دیگر روزگار اعتماد با باران و بوتـﮧ های خـیالی گذشتـﮧ است آرے حالا خـوبــــ می دانم هر بارانے کــﮧ ببارد، چشمانی منتظر دنبال دستـهاے تنـهایی می گردندکـﮧ صاحبـــ شوند و قرار استـــ روزی بـﮧ بـهـانـﮧ ی باران باز گردنـد ..

1392/01/30 - 00:11
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)