گاه می خواهی خط قرمزی بر روی زندگی بکشی که بگویی خسته ای از این همه نشدن ها از این همه جبر و بی قانونی ها که می بینی زمانه فقط ساز خودش را می زند وقتی که انتظار شادی داری غم به سراغت می آید وقتی غمی داری بی هوا شادی غافلگیرت می کند زمانه ساز خودش را دارد گاه هفت روز پشت هم ساز شادی و گاه چهل روز همین طور غمگینت می کند آری زمانه این است مگر به من و تو کار دارد؟ مگر به میل من و توست؟ اصلا ما چه کاره ایم خودش خیاط است می برد و می دوزد کاری ندارد که به اندازه ی ما می شود یا نه کاری ندارد که رنگ و مدلش را دوس داریم یا نه سرخود است و بی پروا نه دلسوزی دارد نه رحم یکه تاز است و ما باید به ساز او بگردیم تا ببینم مقصد نهایی کجاست...
1392/01/30 - 17:41 در
جملات زیبا