دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقا برا ی خواهرم خاسگار اومده بود این مامانمون جلو مادر پسره هعععی داش تریف خواهرم میکرد که آره من دخترم دکتره از هر انگشتش یه هنر میباره و همش سرش تو درس بوده و اهل هیچی نیست و ... خواهرم خرمرگ شده بود سرخیده بود سرم پایین بود یهو نه گذاشت نه برداشت گفت: ولی حاج خانوم! من از دروغ بدم میاد آشپزیش افتضاااااححححه! خواهرمو میگی؟ زنه که رفت به مامانم میگه : مامان این چی بود گفتی؟ برگشته میگه : حقوق پسره کم بود گفتم بذا بنده خداها امید نبندن ما که تورو نمیدیم! من: مامانم: خواهرم

1392/02/01 - 13:19
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)