دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

داداشم وقتی کلاس اول بود روز اول مامان بابام بردنش مدرسه ...طی مراسمی که در حیاط اجرا میشد ..مجری برنامه گفته بود بچه ها بیان رو سکو شعر بخونن داداش اعتماد به نفس ما هم رفته بود ...بعد از خوندن شعر تا 1 ساعت کسی پدر مادرمارو تا شعاع 1 کیلومتری ندیده بود اما شعر چی بود.... در سال 1320 رفتم خونمون دیدم زنم نیست ..گفتم زن عمو زنمو ندیدی ..گفت غصه نخور شوهر منم نیست

1392/02/03 - 23:54
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)