دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تو مسجد جمکران بعدِ اینکه نمازو خوندیم یکیم نشستیم تومسجد قبل اینکه بریم بَعد یه پِسَر بَچه هه خوابیده بود رو زمین و خستگی خوردنِ شیر و دَر میکرد از اونجآیی که کِرم در من لولِش میکنه کفِ پآشو قِلقِلَک دآدَم نَزدیک بود گِریَش بِگیره که بیخیآلِش شُدَم بَعد هِی به مامانش میگُفت : پآ پآ ....

1392/02/04 - 01:19 در روزنوشت
18 ديدگاه
مـهـヅیـﮧSG♀[یـآحـُسـیـن]

الان تو راهیم

رز خو جلو من وِلوسِلو شده بود

موبآیل به لفتاف وصله

13 سال و 4 ماه و 29 روز و 10 ساعت و 49 دقيقه قبل
♥هامون♥

رز دیدی حرفِ من اشتباه نبود

نه خونه هست نه با موبایل

13 سال و 4 ماه و 29 روز و 10 ساعت و 48 دقيقه قبل
رُز.سَـــبــزِ گروه ♀ SG ♀

عالمان عذ عیگنور در نیومده بودی

مخطیه من دوسمیدارمد ...برامنم 2آ کردی عایا؟

13 سال و 4 ماه و 29 روز و 10 ساعت و 48 دقيقه قبل
♥هامون♥

آره تو‌ام منظورت این بود که نصفش موبایلِ علمِ غیب و این حرف ا

من کره‌ای می‌خوام

13 سال و 4 ماه و 29 روز و 10 ساعت و 44 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)