دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یک عمر قفس بست مسیر نفسم را / حالا که درى هست مرا بال و پرى نیست / حالا که مقدر شده آرام بگیرم / سیلاب مرا برده و از من اثرى نیست / بگذار که درها همگى بسته بمانند / وقتى که نگاهى نگران پشت درى نیست ... !/ [ناصر حامدی]

1392/02/06 - 12:28 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

بگذار تبر بر کمرِ شاخه بکوبد

وقتى که بهار آمد و او را ثمرى نیست

تلخ است مرا بودن و تلخ است مرا عمر

در شهر به جز مرگ متاع دگرى نیست

13 سال و 4 ماه و 25 روز و 6 ساعت و 57 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)