دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به امید آن روز ! ...

1392/02/06 - 15:42 در Coma
1 ديدگاه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁

امروز دلم هوای با توبودنکردهچشمانم شوق نگاه تورادارد کاش میتوانستم لحظه ای ببینمت و دوباره دردریای چشمانت غرق شوم .افسوس که نمیتوانم انچه که در دل دارم بیان کنم زبانم قاصر است دستم ناتوان از رسم احساسم اخر چگونه ثابت کنم دوستت دارم ؟ چه کنم ؟ توبگو چگونه میتوانم از ورای سیمهای فلزی از این دنیای مجازی احساسم را به تو نشان دهم؟کاش فرصتی به من میدادی؟ کاش چشمانم را میدیدی که عشقم رافریاد میزنند تنهایی عذابم میدهد خسته ام از تکرار زندگیتورا میخواهم که تکیه گاهم باشیاز پاافتاده ام توان ایستادن ندارم .گناه من چیست ؟ که دوستت دارممیخواهم با توباشمو در تو ذوب شوم بغضی گلویم رامیفشارد گوشه خلوتی میجویم تا رهایش کنمغرورم یگذارداینجا گریه سر دهمتنها تو میتوانی اشکهایم راببینیاشکی که از چشمه قلب دردمندم جاری است


نازنینم :


باورم کن و بگذار با تودوباره جان بگیرممیخواهمزندگیم را باتو رونق دهم خنده را به لبانم بازگردانچه سخت غریبه اند این دوباهمتو میتوانی اشتیشان دهی؟؟ دست مهرم را رد نکندستی که دست تورا میجوید واگر یکی شوند دنیای تازه ای میسازند از جنس عشق میشود دوباره فرهاد وشیرینی ساختمیتوان لیلی و مجنون بود اگر چشمانت یاری ام کنند کاش کلمات جان داشتند و میتوانستند احساس مرا فریاد بزنند تا باورم کنی اما امید دارم که روزی باورم کنی ومیدانم که دور نیست پیوند دستهایمان به امید ان روز.....

13 سال و 4 ماه و 25 روز و 18 ساعت و 44 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)