دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@bano °✿ روزهای رویایی °✿ : شب سرشاري بود. رود از پاي صنوبرها، تا فراترها رفت‌. دره مهتاب اندود، و چنان روشن كوه‌، كه خدا پيدا بود. در بلندي ها، ما دورها گم‌، سطح ها شسته‌، و نگاه از همه شب نازك تر. دست هايت‌، ساقه سبز پيامي را مي داد به من و سفالينه انس‌، با نفس هايت آهسته ترك مي خورد و تپش هامان مي ريخت به سنگ‌. از شرابي ديرين‌، شن تابستان در رگ ها و لعاب مهتاب‌، روي رفتارت‌. تو شگرف‌، تو رها، و برازنده خاك‌. فرصت سبز حيات‌، به هواي خنك كوهستان مي پيوست‌. سايه ها برمي گشت‌. و هنوز، در سر راه نسيم‌. پونه هايي كه تكان مي خورد. جذبه هايي كه به هم مي خورد.

1392/02/06 - 17:45

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)